شمس سراج عفيف
253
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
كونجيرن آسود آنچه آن شخص استقامت داشت بر ابناي او مقرر و مستقيم دارند - ايشان را بچيزي نرنجانند - كرت ديگر كيفيت ايشان پيش « 2 » من گذرانيدن حاجت نيست - و هرآنكس « 3 » كه با ما مخالفت كرد و در گجرات ده يازده ستد و ما را گذاشت و در شهر آمد نان و ديه ايشان نيز مقرر و مستقيم دارند - نخواهم هيچكسي را از كسى و خسي كسي « 4 » برنجاند - اينكه گفتم شمهء از مهم تهته بود * * ابيات * در تهته چو شاه رخ نهاده * * شاهانش دويده پا فتاده آورده همه برابر خويش * * گنجينه بداديش ز حد بيش معهذا جام و بانهبنهء نيكنام با تمام خيلخانهء خويش از تاثير رعب سلطنت بيش از آثار انوار ازلي در شهر دهلي رسيدند - فرمان شد تا خيلخانهء ايشان را متصل سراى ملكه « 5 » مقام دهند - تا ايشان بخاطر جمع دران جايگاه ساكن شوند - چون خيلخانهء ايشان دران محل جاي يافتند دران مقام با فرحت تمام آبادان شدند - و آن محل را سراي تهته نام داشتند - و حضرت فيروز شاه مبلغ دو لك تنكه براي جام و دو لك تنكه براي بانهبنه نقد از خزانهء موفوره در وجه انعام سالينه تعين كرده - و جز اين هرروز جامها و اسباب « 6 » و نعمتهاي فراوان چندان مييافتند كه تهته را بكلي فراموش كردند « 7 » - و بوقت بارجا
--> ( 2 ن ) به من * ( 3 ن ) هرآنكه * ( 4 ن ) به كسى نرنجانند * ( 5 ن ) ملك * ( 6 ن ) اسپان * ( 7 ن ) كرده *